Trussonomics یک عقیده متعصب، خارق العاده و آخرین چیزی است که بریتانیا به آن نیاز دارد | جورج مونبیوت

به گزارش دپارتمان اخبار اقتصادی پایگاه خبری آبان نیوز ،

اسبه زودی، تمرکز باز خواهد گشت و سقوط چشم انداز اقتصادی بسیاری از مردم بار دیگر بر آن حاکم خواهد شد. با نزدیک شدن به زمستان، روشن خواهد شد که سیاست ما به طرز چشمگیری فاقد پاسخ است.

چرا؟ زیرا دکترینی که شرایط زندگی ما را ویران می‌کند، دکترینی است که لیز تراس قول داده است که به افراط‌های جدید گسترش یابد. او متعصبانه به ایدئولوژی ای که به طور گمراه کننده ای تاچریسم یا ریگانیسم نامیده می شود (که انگار آنها آن را اختراع کرده اند) اختصاص داده است، اما به طور دقیق تر به عنوان نئولیبرالیسم توصیف می شود.

این دکترین اصرار دارد که سیاست تسلیم «بازار» می‌شود، به این معنی که وقتی ترجمه می‌شود، دموکراسی باید تسلیم قدرت پول شود. هر مانعی برای انباشت ثروت – مانند مالکیت عمومی، مالیات، مقررات، اتحادیه های کارگری و اعتراضات سیاسی – باید به سرعت و با سروصدا یا به آرامی و پنهانی از بین برود. زمانی که انتخاب مصرف‌کننده با دخالت سیاسی محدود نمی‌شود، به بازار اجازه داده می‌شود تا به یک برنده بزرگ تبدیل شود و ما را در سلسله مراتب طبیعی از برندگان و بازندگان غربال کند.

این دکترین جنبه‌های مذهبی و شبه کالوینیستی دارد: در پادشاهی بازار می‌توانیم ببینیم که چه کسی سزاوار است و چه کسی از طریق فیض خدای پول به آنها عطا شده است. هرگونه سیاست یا اعتراضی که بخواهد در شکل گیری نظم طبیعی غنی و فقیر بر هم بزند، ماندن بی دلیل بر اراده الهی دست نامرئی است.

برای 40 سال یا بیشتر، نئولیبرالیسم در بریتانیا غیرقابل چالش بوده است. برای محافظه‌کاران، به‌ویژه آنهایی که کابینه کنونی را تشکیل می‌دهند، این جزم را نمی‌توان صرفاً با شواهدی از آسیب متزلزل کرد، حتی زمانی که این شامل فقر میلیون‌ها نفر و فروپاشی سیستم‌های زمین باشد. برای حزب کارگر، از ترس مجازات مطبوعات میلیاردر، مرزهایی را تعیین می کند که نمی توان از آنها عبور کرد. همانطور که سیاست ما بیش از پیش به سوی قطعیت های درخشان نئولیبرالیسم گرایش پیدا کرده است، هرگونه انحراف از این دکترین شبیه به کفر است. اما کشورهایی که این ایدئولوژی در آنها به شدت اعمال شده است، کشورهایی هستند که هم در چشم انداز اقتصادی و هم در چشم انداز مدنی خود شاهد شدیدترین افت بوده اند.

نئولیبرالیسم وعده داد که باعث رشد خواهد شد. مزایای این رشد از ثروتمندان به فقرا سرازیر می شود و شرایط زندگی همه را بهبود می بخشد. اما رشد، خوب یا بد، در سراسر جهان در دوران نئولیبرال کندتر از سال‌های قبل از به قدرت رسیدن تاچر، ریگان و مقلدین متعدد آنها بوده است. و به طور عمده توسط افراد بسیار ثروتمند تسخیر شده است. نئولیبرالیسم به دور از اطمینان از سرازیر شدن پول، پمپی است که ثروت را از فقرا به ثروتمندان منتقل می کند.

به عنوان مثال، در ایالات متحده، در طول دهه 1960 و اوایل دهه 1970، بزرگترین ذینفعان از رشد اقتصادی 20 درصد فقیرترین افراد بودند. اما از سال 1980 به بعد، درآمد حاصل از رشد از فقیرترین مردم به ثروتمندان فوق العاده منتقل شد. درآمد متوسط ​​در ایالات متحده تنها یک سوم نرخ رشد تولید ناخالص داخلی افزایش یافت، در حالی که درآمد یک درصد ثروتمندتر سه برابر این نرخ افزایش یافت. در مقایسه با روند پیش از نئولیبرال، 90 درصد پایینی آن بین سال‌های 1975 و 2018، 47 تریلیون دلار از دست دادند. بین سال‌های 1990 تا 2020، ثروت میلیاردرهای آمریکایی که بر اساس تورم تنظیم شده بود، تقریباً دوازده برابر شد. داستان مشابهی در بریتانیا وجود دارد. از 10 درصد فقیرترین خانوارها، تقریباً نیمی از آنها بدهی بیشتری نسبت به دارایی دارند.

هیچ کدام از اینها تصادفی نیست. نئولیبرالیسم به عنوان وسیله ای برای افزایش آزادی و انتخاب به ما فروخته می شود، اما در واقع قدرت است. مالیات و مقررات را از افراد ثروتمند و قدرتمند به افراد فقیر و ضعیف تغییر می دهد. مالیات هایی که ثروتمندان زمانی پرداخت می کردند به کسانی که منابع بسیار کمتری داشتند منتقل می شد.

به پیشنهاد تراس برای رسیدگی به بحران قبوض انرژی نگاه کنید. او به جای مالیات بر سود بی سابقه شرکت های نفت و گاز، از مالیات هایی استفاده می کند که بقیه ما می پردازیم تا به آنها اجازه دهیم مبالغ هولناک را ادامه دهند. حتی این سیاست که به عنوان وسیله ای برای کمک به افراد فقیر در پرداخت صورتحساب ها ارائه می شود، وقتی با کاهش های جدید در بیمه ملی ترکیب شود، تضمین می کند که ثروتمندترین خانوارها دو برابر بیشتر از فقیرترین خانوارها برای هزینه های زندگی خود کمک دریافت می کنند.

«طرح رشد» که تراس بر اساس آن کمپین کرد، انجیل ناب نئولیبرالی بود: «اکنون مالیات‌ها را کاهش دهید، تجارت را از قید مقررات سنگین باز کنید، اصلاحات در سمت عرضه را اجرا کنید… «مناطق سرمایه‌گذاری» جدید، با مالیات کم و با مقررات پایین ایجاد کنید. مشاوران کلیدی او از اندیشکده های نئولیبرالی که به طور مخفیانه تأمین مالی می شوند، جذب می شوند. او در انتقال ثروت از فقرا به ثروتمندان، حمله به اتحادیه های کارگری و معترضان، گشودن دریچه ها برای آلودگی و گازهای گلخانه ای و از هم پاشیدن NHS تا جایی که سیاست های انتخاباتی اجازه می دهد پیش خواهد رفت. در حال حاضر، دولت او پیشنهادهایی را برای لغو اقدامات ضد چاقی انگلیس و حذف سقف پاداش های بانکداران ارائه کرده است، هدف از آن جلوگیری از قمارهای بی پروا است که باعث آخرین سقوط مالی شد.

پس از گذشت 40 سال از این آزمایش، می‌توانیم با اطمینان بیان کنیم که موفقیت اقتصادی که اعلام کرد، توهمی است. اقتصاد آن بخرید، حالا بپردازید، بعداً پرداخت کنید، با افزایش ارزش دارایی‌ها و بدهی‌های خانوار و سوزاندن روابط انسانی، شرایط شغلی و دنیای زندگی کار می‌کند. اکنون که چیزهای دیگری برای سوزاندن وجود ندارد، آتش مارگارت تاچر مانند بسیاری از دنیایی که می‌شناختیم به اخگر تبدیل شده است. با این حال تراس تنها به دنبال دمیدن زندگی در زغال سنگ است. و این زمانی است که واقعاً خطرناک می شود.

از آنجایی که نئولیبرالیسم علیه امنیت اجتماعی و بخش عمومی جنگ می کند، میلیون ها نفر را فقیر می کند و شرایط اشتغال را از بین می برد، پیامدهای سیاسی آن می تواند به اندازه پیامدهای اقتصادی آن فاجعه بار باشد. در 30 سال پس از جنگ جهانی دوم، تقریباً همه در سیاست دریافتند که جلوگیری از تجدید حیات فاشیسم به معنای اطمینان از برآورده شدن نیازهای همه از طریق یک شبکه ایمنی اجتماعی قوی و خدمات عمومی قوی است. اما نئولیبرالیسم این دفاع ها را از بین برد، در حالی که انتخاب را به نام انتخاب تعطیل کرد. تاچر اعلام کرد “هیچ جایگزینی وجود ندارد” و به نظر می رسد حزب کارگر از آن زمان تاکنون موافقت کرده است. بدتر از آن، این دگم در همان زمان منفعت شخصی شدید و خود محوری را ترویج کرده است. در قلب آن یک وعده از نظر ریاضی غیرممکن است: همه می توانند شماره 1 باشند.

در شکاف بین توقعات بزرگ و تحویل کم، تحقیر و رنجش بیشتر می شود. در این شرایط، عوام فریب‌ها به راحتی می‌توانند ناامیدی امیدهای مردم را به گردن قربانیان بیندازند: زنان، پناهجویان، مسلمانان، یهودیان، سیاه‌پوستان و قهوه‌ای‌ها، معلولان، دگرباشان، اتحادیه‌ها، چپ‌ها، معترضان. تاریخ نشان می‌دهد که وقتی انتخاب سیاسی وجود ندارد و مردم چشم‌اندازی برای تسکین نمی‌بینند، به شدت در معرض انتقال سرزنش قرار می‌گیرند. انتقال – حمله به پناهندگان و دامن زدن به جنگ های فرهنگی – در حال حاضر به خوبی در حال انجام است. تکنیک های حواس پرتی تراس در را به روی فاشیسم باز می کند. برای من دیگر غیرممکن نیست که ببینم راست افراطی در خلاء سیاستی که ناشی از بی‌تفاوتی محافظه‌کاران و ترسو بودن کارگر است و قدرت را در این کشور به دست می‌آورد، هجوم می‌آورد.

ما به جای اصلاحات رقیب ایدئولوژی فاجعه باری که ما را به این آشفتگی کشانده است، به جایگزین های واقعی و الهام بخش، دیدگاه های مثبت از جهانی بهتر نیاز داریم. ما به امید نیاز داریم.

این خبر از خبرگزاری های بین المللی معتبر گردآوری شده است و سایت اخبار امروز آبان نیوز صرفا نمایش دهنده است. آبان نیوز در راستای موازین و قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند لذا چنانچه این خبر را شایسته ویرایش و یا حذف میدانید، در صفحه تماس با ما گزارش کنید.

منبع

درباره ی aban_admin

مطلب پیشنهادی

جنگ اوکراین: اوکراینی‌های تحت اشغال از فراخوان روسیه و چهار تحول کلیدی دیگر بیم دارند

به گزارش دپارتمان اخبار جهان پایگاه خبری آبان نیوز ، 1. ترس از اینکه اوکراینی‌های اشغال …