به گزارش دپارتمان اخبار ورزشی پایگاه خبری آبان نیوز ،
روبرتو دی زربی یک بار گفت: “من به عنوان یک فوتبالیست دردناک بودم.” و به نوعی، او بازیکنی بود که به طرز ناامیدکننده ای از زمان خود خارج شده بود: یک شماره 10 خالص که در آغاز قرن حاضر می شد، درست زمانی که از بازی ناپدید می شدند.
مردی مغرور و جویای هیجان در ورزشی که به طور فزاینده ای به سمت هنگ گرایش دارد. به اندازه کافی خوب است که در میلان باشم بدون اینکه هرگز آنقدر خوب باشم که بتوانم برای آنها بازی کنم. حتی زمانی که به صورت قرضی به لکو در دسته سوم سقوط کرد، با سرمربی روبرتو دونادونی اختلاف پیدا کرد. توانایی او با توپ هرگز مورد تردید نبود. توانایی او برای سازگاری همیشه بود. او بعداً به La Gazzetta dello Sport گفت: “من یک رویاپرداز هستم.” “بسیار جاه طلب، صادق اما ناپایدار، بی حوصله و به شدت آتشفشانی.” برای دزربی، اگر اصلاً ارزش انجام آن را داشت، باید فوتبال به شیوه او انجام می شد. خوشبختانه، حرفه ای وجود داشت که به او این امکان را می داد که این کار را انجام دهد.
در حالی که روزهای بازی او در CFR Cluj را می دید بود که ایده مربی شدن به چیز دیگری تبدیل شد. او که تحت تأثیر جذابیتهای فرهنگی دومین شهر رومانی قرار نگرفت، شبهایش را به تماشای فوتبال گذراند – بارسلونا گواردیولا، اینترناسیونال مورینیو، بایرن فان خال – اما با نگاهی انتقادی. هر فرد پوزخندی که از دوره لایسنس حرفه ای یوفا خارج می شود، می خواهد پپ گواردیولا باشد. دی زربی بیشتر علاقه مند بود که ایده های خود را تقویت کند و فوتبال پاس اسپانیایی را با پرسینگ آلمانی با قدرت تاکتیکی ایتالیا ترکیب کند تا چیزی متمایز و تازه خلق کند. پایان نامه نهایی او در کاورچیانو، آکادمی ملی مربیگری ایتالیا، با عنوان “مدل بازی من“. مدل بازی من
این طرح غنی است که دزربی شروع به اجرای آن در برایتون کرده است. و مواقعی وجود دارد که با تماشای آنها – مانند تیم پیشگام او ساسولو – که ممکن است تعجب کنیم که آیا شاهد تغییر کوچک بعدی در بازی هستیم یا خیر، دیدی که فوتبال را کمی جلوتر از جاده بالا می برد.
و اگر این برای باشگاهی که در رده هشتم لیگ برتر ایستاده است و مربی ای که کمتر از 6 ماه در این سمت بوده است چیزی شبیه به یک جهش است، پس وقتی برایتون در اکتبر از استادیوم اتحاد بازدید کرد، گواردیولا متقاعد شد که او چیزی را تماشا کرده است. کاملا جدید گواردیولا پس از پیروزی 3-1 منچسترسیتی که با 48 درصد مالکیت توپ به دست آمد، گفت: “آنها نوعی بازی را پیشنهاد می کنند که ما به آن عادت نداریم.” تاثیر او در انگلیس بسیار زیاد خواهد بود.
پس این بینش چیست؟ بیایید با یک جمعبندی تاکتیکی ساده شروع کنیم: حدود یک دهه پیش، فوتبال مالکیت به سبک اسپانیایی – چیزی که همسر شما در میخانه هنوز احتمالاً آن را به عنوان تیکی تاکا میشناسد – به تدریج جای یک بازی پر هرج و مرج و تهاجمیتر را که در بالا ساخته شده بود، گرفت. همه در پرس بالا و انتقال سریع. پرسینگ تبدیل به گذر جدید شد، و با گسترش انجیل پرسینگ در مقیاس و پیچیدگی، مالکیت استریل در مناطق دفاعی به هدفی برای شکار تبدیل شد. برای تیم های صاحب توپ، هدف این بود که آن را با سرعت هر چه بیشتر و سازنده به زمین برسانند. هافبک های مقاوم در برابر پرس تبدیل به مد شدند. توانایی بازی در پاس های میان رده به یک ویژگی ضروری دروازه بانی تبدیل شد.
کاری که دزربی در برایتون انجام می دهد ممکن است انقلابی یا کاملاً جدید نباشد، زیرا هیچ چیز در فوتبال هرگز واقعاً جدید نیست. اما حداقل در لیگ برتر به این جسارت و عمد انجام نشده است. مانند اکثر تیم های برتر، برایتون از دروازه بان خود، روبرت سانچز، بازی می کند. اما بر خلاف آنها، برایتون اغلب با صبر و حوصله به بازیافت توپ در منطقه خطرناک خود ادامه می دهد، اغلب تا 10 یا 15 پاس.
به همین دلیل است که تیم های دزربی اغلب بیش از 70 درصد مالکیت توپ را در اختیار دارند. اما این همان چیزی است که کنوانسیون فوتبال مدرن به شما هشدار می دهد که انجام ندهید. جمعیت را عصبی می کند. توپ را بده و مرده ای. دزربی در تز Coverciano خود استدلال می کند که مدافعان مرکزی باید “لذت نگه داشتن توپ، ساختن بازی را داشته باشند، زیرا بدانند همه چیز از آنها شروع می شود”.
ایده این طناب محکم در اختیار گرفتن این است که حریفان را به کشش بیش از حد تحریک کند، و یک نفر را بیش از حد به مطبوعات متعهد کند، در این مرحله برایتون به خوبی راه خود را بازی می کند – البته گفتن آسان تر از انجام دادن – و ویران کردن در فضاهای باز. اگر درست انجام شود، این تاکتیکی است که دکترین پرسینگ بالا – موتیف غالب فوتبال نخبگان در 10 سال گذشته – را به خودی خود تبدیل می کند. هرگز به اندازه دو پیروزی مقابل لیورپول یورگن کلوپ در سال جاری، زمانی که برایتون بارها از پرس لیورپول دعوت میکرد، با آنها بازی میکرد، آنها را جابهجا میکرد و قاطعانه آنها را باز میکرد، مشهود نبود.
اینجاست که تأثیر گذشته بازیسازی دزربی وارد میشود. او در سال 2021 به ال پایس توضیح داد: «وقتی بازی میکردم نمیخواستم توپهای بلند برایم بفرستند». با شروع از پایین به بالا، توپ تمیز به دست میرسد، نه بلند و کثیف.» تیم شاختار دونتسک که او تا تابستان گذشته مدیریت می کرد اغلب با دو یا سه شماره 10 فنی بازی می کرد. برای برایتون این نقش را می توان با حداقل نیم دوجین بازیگر چرخشی ایفا کرد – الکسیس مک آلیستر، سولی مارچ و کائورو میتوما، آدام لالانا، فاکوندو بوونانوته، جرمی سارمینتو – که در هر موقعیتی که شروع کنند، با توپ راحت تر هستند. فوت، رانندگی به فضاهای سه چهارم.
اینکه آیا این یک تغییر قاطع است یا صرفاً یک کنجکاوی زودگذر، باید دید. مطمئناً خیلی زود به نظر می رسد که ناقوس مرگ را برای پرسینگ فوتبال نخبگان به صدا درآوریم یا از انتقام تیکی تاکا استقبال کنیم. اما دزربی با یک تیم متوسط، کمی زمان و یک تماس انسانی، یکی از باشگاه های کم درآمد لیگ برتر را به فاصله قابل توجهی از فوتبال لیگ قهرمانان اروپا برد و برخی از معتبرترین کنوانسیون های بازی را در این روند به چالش کشید. حداقل، این به نظر داستانی است که ارزش تماشای نزدیک را دارد.
این خبر از خبرگزاری های بین المللی معتبر گردآوری شده است و سایت اخبار امروز آبان نیوز صرفا نمایش دهنده است. آبان نیوز در راستای موازین و قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند لذا چنانچه این خبر را شایسته ویرایش و یا حذف میدانید، در صفحه تماس با ما گزارش کنید.