به گزارش دپارتمان اخبار بین المللی پایگاه خبری آبان نیوز ،
با توجه به اینکه فدرال رزرو بانک های مرکزی جهان را در چرخه فشرده افزایش نرخ بهره هدایت می کند، چیزی شبیه به آن را از سال 2006 ندیده ایم، مفسران در سراسر طیف سیاسی به علاقه رئیس فدرال رزرو، جروم «جی» پاول اشاره می کنند. برای سلف افسانه ای خود، پل ولکر. در سمت چپ، مقایسه ترسناک است. در مرکز و در سمت راست، این یک تحسین است. اما شرایط واقعاً از مقایسه پشتیبانی نمی کند.
در اکتبر 1979، ولکر اعلام کرد که «استاندارد زندگی یک آمریکایی معمولی باید کاهش یابد» در نتیجه جنگ علیه تورم مزمن دهه 1970. او به سرعت دست به کار شد تا با بالا بردن نرخ بهره به 20 درصد و ایجاد عمیق ترین رکود اقتصادی ایالات متحده از دهه 1930، این اتفاق بیفتد.
این فشار به تورم بالا پایان داد، اما هزینه اجتماعی زیادی داشت. شش میلیون نفر در طول سه سال آینده شغل خود را از دست دادند و نرخ بیکاری را از 6% به تقریبا 11% در اواخر سال 1982 رساند. این هزینه صرفاً کوتاه مدت نبود. تقریباً نیمی از این از دست دادن شغلها بهعنوان دائمی طبقهبندی شدند، برخلاف اخراجهای موقت، که بسیاری از آنها در مرکز تولید بودند. اصطلاح “کمربند زنگ” وارد استفاده رایج شد.
ولکر توسط جیمی کارتر منصوب شد، که به نظر میرسید هیچ ایدهای از آنچه که داشت وارد میشد، نداشت. دوست و مشاور او، بانکدار جورجیا، برت لنس، به طور پیشگوئی به او هشدار داد که در انتخابات دهه 1980 آینده خود را نابود می کند. اما کارتر به اجماع وال استریت و طبقه سیاسی گوش داد – ولکر مردی بود که تورم را رام کرد، تورمی که در پایان سال 1979 حدود 13 درصد بود. ایالات متحده قبلاً نرخ تورم آنچنان بالا را دیده بود، اما هرگز خارج از جنگهای بزرگ نبود. یا عواقب فوری آنها. تورم که در سال 1965 زیر 2 درصد بود، به مدت 15 سال بی وقفه در حال افزایش بود و حتی در رکود بد اواسط دهه 1970 به سختی متوقف شد. برخلاف تصور رایج در چپ، تورم با کارگران مهربان نبود. دستمزدها به شدت از قیمت ها عقب افتادند و میانگین واقعی درآمد ساعتی بین سال های 1973 و 1980 14 درصد کاهش یافت.
شباهت هایی بین زمان حال و 40 سال پیش وجود دارد. در آن زمان، مانند اکنون، قیمت مواد غذایی و انرژی عوامل مهمی در تحریک تورم بودند، اما در هر دو مورد، حتی اگر این دو جزء نوسان را حذف کنید، تورم شدید باقی میماند. و در هر دو مورد، نظرسنجیها نشان دادهاند که تورم عمیقاً منفور است.
اما تفاوت های عمده ای نیز وجود دارد، به ویژه در قدرت کار. در پایان دهه 1970، تقریباً یک چهارم کل کارگران عضو اتحادیه بودند. در حال حاضر تنها حدود یک دهم هستند. سپس، هر سال به طور متوسط 22000 روز کاری به دلیل اعتصابات از دست رفت. سال گذشته فقط 1500 بود – کاهش 93٪. رکود اولیه دهه 1980 قدرت چانه زنی طبقه کارگر را تحت تأثیر قرار داد. اتحادیهها متلاشی شدند، و ما از زمانی که Take This Job and Shove It میتوانست یک آهنگ موفق باشد (مانند سال 1977) به جایی رسیدیم که کارگران از داشتن هر شغلی قدردانی میکردند، صرف نظر از اینکه چقدر سخت و کم درآمد. . با پایان یافتن رکود در اواخر سال 1982، بازار سهام اوج گرفت و طبقه کارفرما جشن 40 ساله پیروزی خود را آغاز کرد.
این دنیایی نیست که پاول خودش را در آن می بیند. تورم برای نزدیک به 15 ماه یک مشکل بوده است و نه 15 سال، و اگرچه برخی نشانه های آزمایشی از زندگی در جنبش کارگری وجود دارد – به ویژه در یک سایت آمازون و چند صد فروشگاه استارباکس ( از 9000) – سهم نیروی کار که اتحادیهها نشان میدهند در سال گذشته کاهش یافته است و فعالیت اعتصابی تاکنون در سال 2022 حدود یک سوم کمتر از سال 2021 است. برخلاف تورم دهه 1970، این نوع فشار دستمزد نیست ( برای استفاده از اصطلاحات تخصصی). به لطف کووید، این امر ابتدا به دلیل انسداد زنجیره تامین ایجاد شده است، و با تحریم صادرات انرژی روسیه گسترش یافته است، و اکثر کارگران با درماندگی به دنبال آن هستند زیرا چک های حقوقشان با افزایش قیمت ها سازگاری ندارد.
یک تفاوت دیگر نیز وجود دارد: ما در حال پشت سر گذاشتن یک دهه سیاست پولی بسیار زیادهروی هستیم. پس از خروج از رکود بزرگ، فدرال رزرو بین سالهای 2011 و 2021 نرخهای بهره کوتاهمدت را نزدیک به صفر نگه داشت، به استثنای زمانی که نرخ بهره را در سالهای 2017 و 2018 به کمی بیش از 2 درصد رساند (هنوز با استانداردهای تاریخی بسیار پایین است). علاوه بر این، بانک مرکزی بین سالهای 2008 تا 2015 بیش از 3 تریلیون دلار (2.7 تریلیون پوند) و بین سالهای 2020 تا اوایل سال 2022 تقریباً 5 تریلیون دلار به بازارهای مالی تزریق کرد. – بحران اولیه، و دومی برای مقابله با تهدیدات ماه های اولیه همه گیری. اما نتیجه هر دو تحریک تورم دیوانهوار در قیمت داراییها – سهام، کریپتو، تک شاخها، مسکن – اتلاف قابلتوجه سرمایه و کاهش تورم بسیار خطرناک است. چندین دهه کمکهای مالی بازیگران بازار مالی را متقاعد کرده است که فدرال رزرو همیشه برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد و معکوس کردن این ذهنیت میتواند مستلزم یک ریاضت ولکریستی برای وال استریت باشد – چیزی که تصور سیاسی آن سخت است.
آنچه پاول در حال حاضر انجام داده است تقریباً هیچ شباهتی به سرکوب ولکر ندارد. نرخ وجوه فدرال، نرخ بهره ای که بانک ها با آن یک شبه به یکدیگر وام می دهند – که مستقیم ترین هدف سیاست فدرال رزرو است – پس از افزایش نرخ هدف 0.75 واحد دیگر در این هفته، از کمی بالاتر از 0٪ به کمتر از 4٪ تغییر کرد. این تقریباً 15 امتیاز کمتر از قله ولکر است. در شرایط واقعی – با کسر نرخ تورم – اوج ولکر تقریباً 10٪ بود، بسیار بیشتر. در حال حاضر، نرخ واقعی وجوه فدرال در حدود -4٪ است (بله، این یک علامت منفی است). پاول ممکن است ولکر را تحسین کند، اما در کنار او، او یک پیکر است.
بحث در مورد سیاست پولی موضوع مهم تری را نادیده می گیرد. آن دهه پول ارزان بسیاری از مشکلات اساسی را در اقتصاد ایالات متحده ایجاد کرد: سطوح پایین سرمایه گذاری دولتی و خصوصی، قطبی شدن گسترده بین فقیر و غنی و اشتغال ناپایدار برای بسیاری از نیروی کار. اینها باید با سیاست عمومی جدی حل شود، نه با چاپ پول. اگر در مورد آن صحبت کنیم خوب است، اما با توجه به وضعیت تنزل یافته گفتمان سیاسی آمریکا، من امیدوار نیستم.
-
داگ هنوود یک روزنامه نگار اقتصادی مقیم بروکلین است. برنامه رادیویی او، پشت اخبار، از رادیو KPFA در برکلی پخش میشود و در تمام پادکستهای استاندارد در دسترس است.
این خبر از خبرگزاری های بین المللی معتبر گردآوری شده است و سایت اخبار روز ایران و جهان آبان نیوز صرفا نمایش دهنده است. آبان نیوز در راستای موازین و قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند لذا چنانچه این خبر را شایسته ویرایش و یا حذف میدانید، در صفحه تماس با ما گزارش کنید.