“من برای زندگیم می ترسیدم”: هواداران لیورپول در مورد آسیب های فینال لیگ قهرمانان اروپا | لیورپول

به گزارش دپارتمان اخبار ورزشی پایگاه خبری آبان نیوز ،

مارک استرینگر، 57 ساله، مدیر آموزش سیستم های فناوری اطلاعات

من یک بازمانده از شکست در هیلزبورو در سال 1989 هستم. آن موقع 23 سالم بود. من در “قلم” 4 روی تراس ها بیهوش بودم و سه دنده شکستم. تنها از طریق درمان PTSD سال‌ها بعد بود که توانستم به یاد بیاورم که وقتی به خودم آمدم چه اتفاقی افتاد، چگونه زنده ماندم و بیرون آمدم.

آنچه که در پاریس متحمل شدیم به من آسیب بیشتری وارد کرد. من اکنون در حال درمان برای PTSD از آن هستم. نکته ای که باعث شد وقتی از مترو زیر A1 بیرون می آمدیم گیر کرده بودیم. این به سادگی برای گرفتن هزاران نفر طراحی نشده بود. آن وقت بود که از جانم می ترسیدم، در صف ایست بازرسی که به سختی حرکت می کرد، نه راه پس داشت و نه راه پیش. حالا من فلش بک هایی از آن دارم.

من می‌خواهم یوفا به خاطر اتفاقی که رخ داده تحت فشار قرار گیرد و همه کسانی که مسئول هستند پاسخگو باشند. چیزی که من را بیشتر عصبانی می کند این است که پسرم سیان را به خطر انداختند. او 17 سال دارد، من از شش سالگی او را به فوتبال برده ام. مردم همیشه می گفتند باید خطرناک باشد، اما در تمام این سال ها او تا آن زمان، در فینال لیگ قهرمانان در پاریس، هرگز در خطر نبوده است.

وقتی صف زیر پل نیز حرکت می کرد، خطر له شدن را احساس می کردم و از وجود باندهایی که در بین جمعیت فعالیت می کردند آگاه بودم. تعداد زیادی پلیس در آنجا حضور داشتند، آنها با وانت های پارک شده خود نقاطی را ایجاد کردند. به سمت آنها رفتم و گفتم: “Je suis dégoûté [I am disgusted]” من نمی دانم چگونه کلمات مناسب را در فرانسه می دانستم. اما آنها چیزی نگفتند، فقط چهره های خالی.

مارک استرینگر و پسرش سیان در پاریس برای فینال لیگ قهرمانان قبل از هرج و مرجی که به وجود آمد.
مارک استرینگر و پسرش سیان در پاریس برای فینال لیگ قهرمانان قبل از هرج و مرجی که به وجود آمد. عکس: با حسن نیت از مارک استرینگر

حدود ساعت 7.15 به ایست بازرسی رسیدیم، اما هیچکس بلیط های ما را چک نکرد. سپس ما را دو ساعت در صف گردان ها نگه داشتند. وقتی یوفا گفت که بازی به دلیل دیر رسیدن هواداران به تعویق افتاده است، واکنش بیرون خشم خالص بود.

حتی بعد از اینکه وارد بازی شدیم، تنها چیزی که به آن فکر می‌کردم این بود که چگونه می‌توانیم به سلامت برگردیم. بعد از آن مثل یک منطقه جنگی بود. می توانستی طعم گاز اشک آور را بچشی، چشمانم جریان داشت. این بسیار ترسناک بود و مردم را سرقت می کردند، باندها به آنها حمله می کردند و پلیس فقط آنجا ایستاده بود و تماشا می کرد.

یوفا و مقامات فرانسوی همه کلیشه های منفی در مورد هواداران لیورپول را ترویج کردند و ما را مقصر دانستند، اما آنها وظیفه داشتند از ما مراقبت کنند. هواداران فوتبال مردم هستند و در 33 سال گذشته هواداران لیورپول تعداد زیادی از افرادی که از هیلزبورو جان سالم به در برده اند و آسیب دیده اند را شامل می شود.

من از پاریس سه ماه اضطراب داشتم. من هر شب ساعت 3 صبح با عرق سرد از خواب بیدار می شوم و به له شدن فکر می کنم. من از یوفا و مقامات فرانسوی می خواهم که با حقیقت روبرو شوند و پاسخگو باشند.

جان کیگان، 42 ساله، مدیر ایمنی آتش نشانی و شرکت پیمانکاری برق

فقط بعداً فهمیدم که کسی چنین کرده است توییت کرد آن فیلم سانی، پسرم، بعد از اینکه به ما فلفل پاشیده شده بود. یک افسر پلیس این کار را در زمانی انجام داد که مطلقاً هیچ اتفاقی نمی افتاد. احساس می شد که از قبل برنامه ریزی شده بود، که آنها مجوز انجام این کار را دارند و هیچ عواقبی وجود نخواهد داشت. چیزی که از سانی فیلم گرفته شد و گفت که او هرگز نمی خواست به مسابقه فوتبال دیگری برود، در آن زمان من قبول نکردم که او آن را گفته بود. اسپری فلفل چشم شما را می سوزاند، در دهان شما وحشتناک است. سانی بچه سختی است اما چشمانش سرخ و خون آلود بود.

من برای او بلیت فینال لیگ قهرمانان اروپا را به عنوان سورپرایز برای 11 نفرش خریدمهفتم تولدی که روز قبل بود او به وجد آمده بود. هزینه بلیط برای من 900 پوند است. کل سفر 3000 تا 4000 پوند بود، با پرواز و هتل و همه چیز. اما این بدترین تجربه فوتبالی بود که تا به حال داشته ام.

در راه، 10 تا از 12 چرخ گردان در دروازه X بسته بودند و در صف دیدم که یک افسر پلیس با باتوم به سر کسی ضربه زد. سپس فلفل پاشی شدیم. سپس بعد از اینکه بالاخره وارد شدیم، من توسط مهمانداران کتک خوردم و درست بعد از نیمه دوم اخراج شدم. چند جوان فرانسوی محلی در صندلی های ما بودند. من هیچ مشکلی نمی خواستم، بنابراین در راهروها ایستاده بودیم. مهمانداران آمدند تا به من بگویند بنشین، تلفنم را بیرون آوردم تا بلیط هایمان را به آنها نشان دهم و یکی از آنها مشتی به صورتم زد. سپس مرا در تونل پایین آوردند، من پسرم را پوشانده بودم در حالی که آنها با مشت به پشت سرم می زدند. بعد ما را بیرون کردند.

این تجربه روی سانی تاثیر گذاشته است. او هنوز نخواسته با من در این فصل به آنفیلد بیاید. من به هر بازی خانگی لیورپول می روم و فوتبال به شکلی که الان است هیچ مشکلی ندارد، خیلی خوب سازماندهی شده است، مهمانداران مودب هستند. در این روزگار هرگز تصور نمی کردم بتوانم در یک مسابقه فوتبال با ما چنین رفتاری داشته باشند.

پلیس در دروازه ها گشت زنی می کند و از ورود برخی از هواداران به داخل جلوگیری می کند.
پلیس در دروازه ها گشت زنی می کند و از ورود برخی از هواداران به داخل جلوگیری می کند. عکس: توماس کوکس / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ

استو مک‌گیگ، 56 ساله، مدیر شرکت مدیریت فناوری اطلاعات

ما مثل خیلی های دیگر در مترو یا زیر پل گیر نکردیم زیرا نقشه های گوگل را نگاه کردیم و تصادفاً ما را به یکی از مسیرهای دیگر به استادیوم رساند. حوالی ساعت 19:30 بود و حتی در آن زمان گاز اشک آور در محوطه و باندهای محلی بالا و پایین می رفتند.

به سمت گردان ها رفتیم اما آنها بسته بودند، بنابراین به صف پیوستیم. تکان نخورد و افراد بیشتری پشت سرشان آمدند. یک ساعت و نیم آنجا گیر کرده بودیم، صف تکان نمی خورد و تنگ تر می شد. اصلاً ارتباطی وجود نداشت، چیزی گفته نشد، حتی به ما نگفتند که چه زمانی شروع بازی به تعویق افتاد. پسر ناتنی من جو 25، 6 فوت و 5 سانتی متر قد دارد و در نیروها خدمت می کرد، و حتی برای او خیلی ناراحت کننده بود.

از نظر روانی دشوار بود، یادآوری خاطرات هیلزبورو. من یک بازمانده قلم 4 هستم. من در هیلزبورو 22 ساله بودم. اخیراً من از طریق درمان ایجاد شده توسط اتحاد حمایت از بازماندگان هیلزبورو برای کمک به ما در مقابله با تروما گذرانده‌ام. این به من کمک کرد – خرد شدن و خطر باعث ایجاد خاطرات شد، اما من توانستم آن را بهتر پردازش کنم، آن را در جای دیگری در ذهنم قرار دهم و کنترلش را حفظ کنم. اگر درمان را انجام نمی دادم، نمی دانم در چه وضعیتی بودم.

من به مردم فریاد می زدم که وحشت نکنید و مردم را آرام می کردم. من معتقدم دلیل اینکه هیچ مرگ یا جراحات بسیار جدی وجود نداشت، به خاطر بازماندگان هیلزبورو بود. همه ما در حین انجام آن آگاه بودیم که ممکن است به یک فاجعه تبدیل شود.

خود مسابقه مسطح بود. بعد بیرون آمدن، من خوش شانس هستم که زنده هستم. ما مجبور بودیم از روی پل ها عبور کنیم، و همه این افراد محلی با چوب، چاقو، با مردم آنجا بودند. من دیدم که مردم با چوب ضربه می خوردند و پلیس آنجا ایستاده بود و تماشا می کرد.

من تا روز بعد نشنیدم که یوفا همه را به خاطر تقلب در بلیط به گردن ما انداخته است. عصبانی بودم اما تعجب نکردم. طرفداران همیشه هدف نرم هستند. حتی در صف چرخان من به مردم فریاد می زدم که همه چیز را به خاطر بسپارند و می گفتم: “ما را به خاطر این موضوع سرزنش خواهیم کرد.” این یک واکنش ناشی از ضربه است: طبیعی نیست که چنین فکر کنیم. اما حق با من بود، آنها ما را سرزنش کردند.

حمایت و مشاوره متقابل برای کسانی که تحت تأثیر رویدادهای پاریس قرار گرفته اند از طریق اتحاد حمایت از بازماندگان هیلزبورو (HSA) در دسترس است، سازمانی که از طریق کمک های مالی برای حمایت از بازماندگان هیلزبورو و خانواده های آنها تأمین می شود.

این خبر از خبرگزاری های بین المللی معتبر گردآوری شده است و سایت اخبار امروز آبان نیوز صرفا نمایش دهنده است. آبان نیوز در راستای موازین و قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند لذا چنانچه این خبر را شایسته ویرایش و یا حذف میدانید، در صفحه تماس با ما گزارش کنید.

منبع

درباره ی aban_admin

مطلب پیشنهادی

سواحل غربی آوانتی پس از تضمین تمدید شش ماهه باید “به شدت بهبود یابد”. صنعت ریلی

به گزارش دپارتمان اخبار بین المللی پایگاه خبری آبان نیوز ، به دلیل اینکه دولت به …