از برگزیت گرفته تا هزینه زندگی، دولت‌های محافظه‌کار از بحران‌ها برای فرار از نظارت سوء استفاده می‌کنند | اندی بکت

به گزارش دپارتمان اخبار اقتصادی پایگاه خبری آبان نیوز ،

پسیاست در بریتانیا دوباره به ریتم های عجیبی می رود. به طور رسمی، به دلیل یک دوره بسیار مهم عزای ملی، هیچ اتفاق خاصی در این ماه رخ نداده است. اما در واقعیت وایت هال شلوغ و حتی دیوانه بوده است. وزارت خزانه داری از ارشدترین کارمند دولتی خود پاکسازی شده و مأموریتی جدید و حامی رشد به آن واگذار شده است. آخرین بودجه اضطراری در حال تهیه است، که به عنوان یک “رویداد مالی” پنهان شده است. و یک دولت جدید و بالقوه بسیار پرخطر در آن مستقر شده است. با این حال، یک آزمایش محافظه کار دیگر در مورد کشور در حال آماده سازی است که عمدتاً بررسی نشده است.

بسیاری از سیاست های ما حداقل از زمان همه پرسی اتحادیه اروپا دارای این ویژگی به طور همزمان گیر کرده و شیدایی بوده است. بن‌بست‌های برگزیت و «لبه‌های صخره‌ها»، همه‌گیری، رقابت‌های رهبری محافظه‌کاران، بحران هزینه‌های زندگی، تهاجم به اوکراین و اکنون مرگ ملکه – هر کدام سیاست را تسریع یا فلج کرده‌اند و این ایده که زمانی رایج بود که دموکراسی بریتانیا است را به سخره گرفته است. در مورد پیشرفت مداوم

این شوک ها و اختلالات ظاهراً پایان ناپذیر از برخی جهات برای یک دولت محافظه کار که به طور فزاینده ای فاقد افراد توانمند است، بسیار چالش برانگیز بوده است. علاوه بر سردردهای اداری، عقاید متعارف در مورد اندازه ایالت، سطوح مالیات و رابطه حزب با تجارت باید مورد بررسی مجدد قرار گرفته، بحث و گفتگو شود و حداقل به طور موقت کنار گذاشته شود. سیاستمداران آینده‌دار محافظه‌کاران مانند ریشی سوناک که روزگاری امیدوار بودند قربانی شدند.

اما از راه‌هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند، ریتم آشفته شش سال گذشته به محافظه‌کاران کمک کرده است. رحم امانوئل، رئیس دفتر پرزیدنت باراک اوباما در سال 2008 به نیویورک تایمز گفت: «هرگز اجازه ندهید یک بحران خوب از بین برود. برای محافظه کاران، به کار بردن این اصل به معنای استفاده از دوره های آشفتگی برای بازنگری در سیاست های خود و نحوه نمایش حزب خود به مردم بود، مانند طی دهه 1970 آشفته قبل از به قدرت رسیدن مارگارت تاچر. در زمان‌های بی‌ثبات، حزب نظم خود راه‌های جدیدی برای توقف بحران ارائه می‌دهد.

با این حال، از زمان برگزیت، رویکرد محافظه‌کاران تغییر کرده است. اغلب، آنها پشت بحران ها پنهان می شوند و از آنها برای زمان بازی استفاده می کنند. برای ماه‌ها، وزرا و نمایندگان محافظه‌کار استدلال می‌کردند که وضعیت در اوکراین به این معنی است که جهان برای این حزب خطرناک‌تر از آن است که رهبر خود را تغییر دهد، هرچند که بوریس جانسون برای آن موقعیت مناسب نبود.

در زمان‌های دیگر، محافظه‌کاران سعی کردند از اوکراین و همه‌گیری به شیوه‌ای متفاوت استفاده کنند: به دولت ویژگی‌هایی بدهند که فاقد آن بودند. جانسون در پخش برنامه‌ها و کنفرانس‌های مطبوعاتی به دنبال تأثیرگذاری بر یک استواری چرچیلی و یک شخصیت تقریباً غیرسیاسی و پدر ملت بود – در مقابل فردی بی‌عیب و تفرقه‌انگیز که در واقعیت است. بحران‌ها همچنین برای محافظه‌کاری مدرن مناسب‌تر است که با داستان‌ها راحت‌تر است تا واقعیت‌ها. وقتی رای دهندگان ترسیده اند و به دنبال اطمینان هستند، وعده های بزرگ، خیال پردازی ها و داستان سرایی ها حداقل در ابتدا بیشتر از آنچه که یک دولت واقعاً به آن دست می یابد، طنین انداز می شود.

و در حالی که یک بحران ملی باعث می شود نخست وزیران بیشتر دیده شوند، به ویژه برای آن دسته از رأی دهندگان مهم که معمولاً سیاست را دنبال نمی کنند، همچنین می تواند آنها را کمتر پاسخگو کند. مانند جانسون، لیز تراس در صورت امکان از بررسی دقیق اجتناب می کند. در طول مبارزات طولانی رهبری خود، او تا پایان رأی گیری، حتی یک مصاحبه تلویزیونی عمیق انجام نداد. به عنوان نخست وزیر، به لطف تعلیق پارلمان پس از مرگ ملکه، او ممکن است تا اواسط اکتبر – شش هفته پس از تصرف داونینگ استریت – با معاینات منظم عوام روبرو نشود.

برای یک نخست‌وزیر جدید صیقلی‌نشده، که تا کنون فقط سخنرانی‌های کوتاه و ابتدایی داشته و مدام به یادداشت‌هایش نگاه می‌کند، این فضای تنفس می‌تواند ارزشمند باشد. در همین حال، احزاب اپوزیسیون شانس کمتری نسبت به معمول برای تعریف و آسیب رساندن به دولت در زمانی که هنوز جوان و آسیب‌پذیر است – یا در خطرناک‌ترین حالت، اگر رأی دهندگان به آن ماه عسل بدهند، خواهند داشت.

برای کیر استارمر، که دوست دارد پرونده ای در عوام بسازد، غیبت مکرر نخست وزیران محافظه کار در آنجا از زمانی که او رهبر حزب کارگر شد، مشکل ساز بوده است. وضعیت تقریباً دائمی بحران بریتانیا، علاقه به مخالفان و فضای مانور آن را کاهش داده است و آنها را مجبور کرده است که کمتر «سیاسی حزبی» و «سازنده‌تر» به نظر برسد. وقتی رای دهندگان نگران مرگ بر اثر کووید هستند یا نمی توانند خانه های خود را در آینده نزدیک گرم کنند، تغییر حکومت در یک انتخابات، که ممکن است سال ها دیگر طول بکشد، می تواند با یک امر تجملی اشتباه گرفته شود.

بحران های بزرگ درام دارند که می تواند سیاست را کوچک جلوه دهد. در مقابل، زمانی که تونی بلر از سال 1994 تا 1997 چنین رهبر اپوزیسیون موفقی بود، بریتانیا بسیار آرام‌تر بود: رای‌دهندگان و روزنامه‌نگاران می‌توانستند پیشنهاد او را بدون حواس‌پرتی بررسی کنند. آنها همچنین می‌توانستند با وضوح فزاینده‌ای ببینند که دوره طولانی حکومت محافظه‌کاران از بسیاری جهات کشور را شکست داده است. سابقه این حزب در قدرت از سال 2010 بدتر است، اما تمرکز رای دهندگان بر روی آن اغلب دشوار بوده است. به عنوان مثال، شکست مداوم برگزیت به ندرت خبرساز می شود.

با پایان دوره رسمی عزاداری، این امکان وجود دارد که زندگی سیاسی به الگوهای عادی تر بازگردد. اما با توجه به اینکه حداقل شش سال است که سیاست “عادی” نبوده است، و با توجه به اینکه بسیاری از مهم ترین مسائل بریتانیا حل نشده باقی مانده اند، آشفتگی بیشتر محتمل تر است. من در دهه 1990 از نظر سیاسی بزرگ شدم، زمانی که به نظر می رسید سیاست ما در چرخه های کندی حرکت می کند و کشور از سالی به سال دیگر تقریباً یکسان به نظر می رسید. آن دنیا اکنون بسیار دور به نظر می رسد، و سیستم عصبی بسیاری از روزنامه نگاران، سیاستمداران و رای دهندگان تنظیم شده است: آنها انتظار دارند – شاید حتی می خواهند – شوک های منظم داشته باشند.

اگر حزب کارگر در انتخابات بعدی پیروز شد و به نوعی یک دولت تثبیت کننده ایجاد کرد، انتظار داشته باشید که برخی آن را خسته کننده بخوانند. اما اگر در زمان نخست وزیر استارمر از یک وضعیت اضطراری به وضعیت اضطراری دیگر ادامه دهیم، اکنون قوانین متفاوتی در مورد آنها اعمال خواهد شد. زمانی که محافظه‌کاران در قدرت هستند، مطبوعات و پارلمان اغلب اوقات بحران را دلیلی برای پشت سر گذاشتن دولت می‌دانند. اما زمانی که حزب کارگر در قدرت است، بحران ها معمولا به عنوان دلیلی برای خلاص شدن از شر آن در نظر گرفته می شود، همانطور که نخست وزیران از جیم کالاگان تا گوردون براون کشف کرده اند. تا زمانی که دولت‌های کارگر نتوانند – یا اجازه داده شوند – مانند دولت‌های محافظه‌کار در زمان‌های پر هرج و مرج غلبه کنند، حزب کارگر به‌عنوان حزب دوم گیر کرده است.

این خبر از خبرگزاری های بین المللی معتبر گردآوری شده است و سایت اخبار امروز آبان نیوز صرفا نمایش دهنده است. آبان نیوز در راستای موازین و قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند لذا چنانچه این خبر را شایسته ویرایش و یا حذف میدانید، در صفحه تماس با ما گزارش کنید.

منبع

درباره ی aban_admin

مطلب پیشنهادی

نسل بعدی 2022: 20 نفر از بهترین استعدادهای باشگاه های لیگ برتر | انبار مهمات

به گزارش دپارتمان اخبار ورزشی پایگاه خبری آبان نیوز ، اعتبار عکس: آرسنال اف سی/گتی ایماژ; …